احمد على بابائى
84
منتخب نهج البلاغه ( فارسى )
علم آن چيز كه انتها و پايانش نيست * هم يافتن تمامى امكانش نيست علم است و بياموز بهر ساعت عمر * بهتر به جهان ز علم و از دانش نيست كل وعاء يضيق بما جعل فيه ( إلخ ) هر ظرفى كه در آن چيزى ريخته شود پر خواهد گشت ، مگر ظرف علم و دانش كه هر چه در آن ريزى فراخ تر گشته و جايى بيشتر براى دريافت پيدا مىكند و تو اى مؤمن بياموز كه هنوز هيچ ندانستهاى چنان كه علم را پايانش نيست و ظرف علم ( مغز ) نيز پر نشدى مى باشد و بدان آنهايى كه مى دانند بيش از ديگران و استاد و دانشمندند هنوز هم نمى دانند و به انتهاى دانش نرسيدهاند كه در مقياس علمشان در بى انتهاى دانستن اندك است كه دست يافتن به تمامى آن غير قابل درك و امكان پذير نيست مگر به امر الهى كه فقط بندگان مقرب خويش ( پيامبران و امامان ) را دانشى بيحد عطا فرموده است . پس : آنچه كه پايان و انتهايى ندارد و امكان دست يافتن به انتهاى آن ميسر نيست علم و دانش است ، كه بهترين دليل براى آموختن انسان تا آنچه فرصت و عمر باقيست و خردمند هر آنچه تواند بياموزد كه بهتر از كسب علم و دانش چيزى نبوده و نخواهد بود .